غذا جام کنفدراسیونها پرتغال مکزیک porteghal

غذا: جام کنفدراسیونها پرتغال مکزیک porteghal mecic jam کنفدراسیونها varzeshi-Football bein –

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی جواب خطای تاکتیکی روحانی، اشتباه راهبردی نیست / حسین مرعشی

«حسین مرعشی می‌گوید اشتباهات حسن روحانی تاکتیکی است و قهر اصلاح‌طلبان از او یک خطای استراتژیک است و پاسخ خطای تاکتیکی را نباید با خطای استراتژیک داد. او آن قدر

جواب خطای تاکتیکی روحانی، اشتباه راهبردی نیست / حسین مرعشی

حسین مرعشی: جواب خطای تاکتیکی روحانی، اشتباه راهبردی نیست

عبارات مهم : ایران

«حسین مرعشی می گوید اشتباهات حسن روحانی تاکتیکی است و قهر اصلاح طلبان از او یک خطای استراتژیک است و پاسخ خطای تاکتیکی را نباید با خطای استراتژیک داد. او آن قدر سرد و گرم چشیده سیاست است که حالا تاکیدش بر حمایت همه جانبه اصلاح طلبان از دولت و دستاوردهای دیگر اصلاح طلبان جهت استمرار و دوام سیاست ورزی هر اصلاح طلب معترضی را به تامل وادارد.»

به گزارش هفته نامه سازندگی؛«شعاع کم رمق نور در عصر پاییزی تا روی برگ های کوچک گیاه بونسای دویده هست. ۷ گلدان بونسای درست کنار پنجره ردیف شده است اند؛ گیاهی که در فرهنگ ژاپنی ها نماد استمرار و دوام هست، خیلی هم نباید اتفاقی از اتاق کار یک سیاستمدار سر درآورده باشد.

جواب خطای تاکتیکی روحانی، اشتباه راهبردی نیست / حسین مرعشی

حسین مرعشی پشت به گلدان ها می نشیند تا راجع به این روزهای اصلاح طلبان و دولت و دستاوردهای آنها در شورای شهر حرف بزنیم؛ آن هم در روزهایی که گله ها از روحانی زیاد از هر لحظه هست، نجفی در شهرداری به خاطر انتصاباتش زیر پرسش می رود و عارف و عملکرد فراکسیون امید دست مایه جوک های اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … شده است هست. آیا بدنه رای اصلاح طلبان در آستانه پشت کردن به روحانی و دستاوردهایش است؟ حسین مرعشی می گوید اشتباهات حسن روحانی تاکتیکی است و قهر اصلاح طلبان از او یک خطای استراتژیک است و پاسخ خطای تاکتیکی را نباید با خطای استراتژیک داد. او آن قدر سرد و گرم چشیده سیاست است که حالا تاکیدش بر حمایت همه جانبه اصلاح طلبان از دولت و دستاوردهای دیگر اصلاح طلبان جهت استمرار و دوام سیاست ورزی هر اصلاح طلب معترضی را به تامل وادارد.

هفته گذشته تحولات منطقه ای به نحوی پیش رفت که ظاهرا دولت را با چالش های جدی و تازه ای مواجه خواهد کرد. به علاوه از طرفی آقای روحانی بعد از انتخابات با انتقادات زیادی از طرف بدنه رای خودش در داخل مواجه شده است هست. شرایط دولت را چطور ارزیابی می کنید؟ فکر می کنید آقای روحانی چطور باید با این چالش ها مواجه شود؟

مجموعه ای از موفقیت ها در منطقه جهت ایران، رقبا را جنبش کرده که مجدد، نوعی کشور عزیزمان ایران هراسی را تبلیغ کنند و نظام سیاسی ما را به چالش بکشند.این موفقیت ها از نظر من ترکیبی است از موفقیت ما در برنامه هسته ای که کاملا روشن است که به لحاظ سیاسی در عرصه بین المللی، موقعیت کشور عزیزمان ایران را هم در آسیا و هم در اروپا و هم در عرصه بین المللی و در کل با شرکت ملل یا آژانس تحکیم کرد و در حالی که عده ای فکر می کردند می شود کشور عزیزمان ایران را با برنامه هسته ای منزوی کرد، شرایط معکوس شد و کشور عزیزمان ایران روابط خیلی خوبی هم با کشورهای دوست آسیای شرقی خودش و هم با دوستان قدیم اروپایی اش پیدا کرد. این امکان خیلی خوبی را جهت کشور عزیزمان ایران فراهم کرده که بتواند در عرصه های بین المللی بدرخشد و به تدریج، همه پرسشها خود را در زوایای متفاوت حل وفصل کند. کنار این موفقیت بین المللی، موفقیت های منطقه ای کشور عزیزمان ایران هم چشمگیر بوده هست. به هر حال متحدان کشور عزیزمان ایران در منطقه، امروز موقعیت خیلی بهتری نسبت به سال های قبل دارند. ما امروز بیشترین نزدیکی را با عراق در منطقه داریم. در حالی که عراق می رفت به وسیله داعش به یک خطر جهت خاورمیانه و جهت کشور عزیزمان ایران و جهت دنیا تبدیل شود، امروز در نقطه ای هستیم که داعش به انتها می رسد.

«حسین مرعشی می‌گوید اشتباهات حسن روحانی تاکتیکی است و قهر اصلاح‌طلبان از او یک خطای استراتژیک است و پاسخ خطای تاکتیکی را نباید با خطای استراتژیک داد. او آن قدر

مسئله استقلال کردستان، که اسرائیلی ها نقطه امیدی به آن بسته بودند، هم با سیاست های به موقع دولت مرکزی عراق و کمک های فکری و مستشاری کشور عزیزمان ایران رنگ باخت و خیلی زودهنگام از عرصه پرسشها جاری منطقه خارج شد. عراق، امروز در آستانه استقرار کامل امنیت هست. این جهت ما، نقطه خیلی امیدوارکننده ای هست. موقعیت در لبنان آن قدر خوب بود که سعودی ها نتوانستند این موقعیت خود را تحمل کنند. به هر حال عربستان از این که حزب الله از نخست وزیری آقای حریری به عنوان مدیر گروه ۱۴ مارس، حمایت کرده و آرامشی در لبنان حاکم شده است بود، عصبانی هست. به همین خاطر می خواهد این آرامش را به هم بریزد ولی موقعیت حزب الله در لبنان خیلی مستحکم هست. در مورد سوریه هم ممکن بود اتفاق نظر بین صاحبان فکر و اندیشه در کشور عزیزمان ایران وجود نداشته باشد ولی به هر حال با وجود مخالفت ها و موافقت ها اتحاد کشور عزیزمان ایران و روسیه، صحنه سوریه را برده و غربی ها کاملا به حاشیه رفته اند. آنجا هم گروه های تکفیری و الحادی مانند داعش، زمین گیر می شوند. سوریه هم می تواند به نظم جدیدی دست پیدا کند. بعد موفقیت های بین المللی و منطقه ای چشمگیری که داشتیم اتحادی از آقای ترامپ در آمریکا، عربستان و اسرائیل، به وجود آورده که در برابر این موفقیت های ایران، هر طور شده است بتوانند خلل ایجاد کنند. چه قبول داشته باشیم و چه به روش های نفوذ منطقه ای کشور عزیزمان ایران انتقاد داشته باشیم، واقعیت امروز این است که این موقعیت ایران، هم در عرصه بین المللی، یعنی برجام و هم در عرصه منطقه ای به قدرت، تبدیل شده است است و به همین علت به وسیله این ائتلاف به چالش کشیده شده است است.

شرایط امروز ما ایجاب می کند پرسشها و اختلافات داخلی مان را در کشور به نفع سیاست های منطقه ای و بین المللی مان، تعدیل کنیم. ضرورت ایجاب می کند بین دولت، یعنی شخص آقای مدیر جمهور و مقام معظم رهبری، بین دولت و قوه قضائیه، بین دولت و مجلس، بین مجموعه سیاسیون با دولت و با رهبری نظام، همکاری گسترده تری وجود داشته باشد. با نگاه هزینه – منافع، واقعیت این است که کشور و ملت ما هزینه های مورد نیاز جهت استحکام موقعیت مان در منطقه را پرداخت کرده و الان وقت بهره برداری هست. در وقت بهره برداری، نباید دچار اختلاف شد و نباید اجازه داد اختلافات داخلی، ما را متزلزل کند. امروز کشور عزیزمان ایران بیش از هر وقت دیگری نیاز دارد که همکاری ها در داخل جناح های سیاسی و در داخل کشور تقویت شود. آقای دکتر روحانی، نماینده جبهه میانه و اصلاح طلب کشور هست. اگر بگوییم در کشور جبهه میانه رویی از اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل وجود داشته است و یک وقت آقای هاشمی و یک وقت آقای خاتمی نماد این جریان بوده، امروز آقای دکتر روحانی، نماد این جریان میانه رو در کشور هست. مردم هم به این جریان امید بسته اند. اگر به سه انتخابات اخیر برگردید، هم در ریاست جمهوری سال ۹۲، هم در انتخابات مجلس و خبرگان، هم در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ و شوراهای شهر می بینید که مردم به این جبهه میانه، امید بسته اند و این جبهه، امروز، نماینده اکثریت مردم هست. نهادهای حاکمیتی باید توجه کنند که امروز، این جبهه مورد حمایت مردم است و این جبهه است که می تواند اکثریت مردم را در صحنه، پشت سر رهبری و نظام نگه دارد.

انتظار این است که نهادهای حاکمیتی، توجه بیشتری داشته باشند که اگر مردم، نقش مهم را دارند (که در جمهوری اسلامی دارند)، و اگر ما به پشتیبانی مردم جهت شکستن ائتلاف سعودی، اسرائیل و ترامپ نیاز داریم، این جبهه اصلاحات و جبهه میانه کشور است که می تواند مردم را در صحنه نگه دارد. این نگاه باید تقویت شود. اینها سرمایه های کشور هستند. آقای روحانی، سرمایه کشور هست، آقای خاتمی سرمایه کشور است و نباید این ها تضعیف شوند ولی متاسفانه این نگاه در حاکمیت، قدری ضعیف است.

جواب خطای تاکتیکی روحانی، اشتباه راهبردی نیست / حسین مرعشی

چه چیزی شما را دلواپس کرده و چه نشانه هایی از تضعیف جبهه میانه روی از سوی نهادهای حاکمیتی می بینید؟

یکی از جلوه هایی که به نظرم این را تضعیف می کند، این است که هنگامی که انتخاباتی برگزار می شود و مردم دست به گزینش می زنند، این گزینش باید فصل الخطاب باشد، چون مردم حرف خود را زده اند ولی جایی انسان احساس می کند یا می بیند که با انتخابات، کار تمام نمی شود. مدیر جمهور گزینش شده است ولی باید ۲۰ گزینه جهت وزارت علومش پیشنهاد کند. این خوب نیست و اعتبار مردمی نظام تضعیف می شود یا این که اعضای شورا گزینش می شوند ولی بعضی نهادها به خودشان اجازه می دهند که دخالت کنند که این شورا نتواند شهردار مورد نظر خودش را گزینش کند یا این که شهردار نتواند به اندازه کافی از صداوسیما بهره بگیرد تا با مردم شهرش ارتباط برقرار کند. اگر بخواهیم مثال بزنیم از این موارد بسیار زیاد است.

«حسین مرعشی می‌گوید اشتباهات حسن روحانی تاکتیکی است و قهر اصلاح‌طلبان از او یک خطای استراتژیک است و پاسخ خطای تاکتیکی را نباید با خطای استراتژیک داد. او آن قدر

به طور کلی نهادهای حاکمیتی باید به جبهه اصلاحات و جبهه میانه کشور که نمادش در دولت، شورای شهر و شهرداری هست، نگاه استراتژیک داشته باشند. این نهادها باید بدانند مردم با این شخصیت ها، احزاب و جبهه، با این بسته سیاستی، می توانند پشت نظام بیایند و پشتیبان رهبر و انقلاب و پشتیبان نظام باشند. اینها عنصرهای مهم قدرت نظام هستند و این باید به رسمیت آشنا شود. نباید بعضی نهادها طوری واکنش‌ها کنند که انگار نه انگار اینها منتخبان مردم و مورد اعتماد اکثریت مردم هستند. ولی متاسفانه می بینیم که این کار را می کنند. اگر کسی به مردم بگوید درست است که شما گزینش کردید ولی گزینش شما، موثر نیست، مردم قهر می کنند و کنار می روند. مردم که کنار روند، دشمن های ضربه خواهند زد.

از این طرف قضیه هم نباید یادمان برود که ما اصلاح طلبان اعم از بدنه و احزاب و شخصیت ها، در حمایت از مدیر جمهور، در حمایت از شورا، در حمایت از شهردار، در حمایت از فراکسیون امید نباید دچار تردید شویم. همه آن ضرورت هایی که وجود داشته که مردم این صحنه را بسازند، همان ضرورت هایی که وجود داشته که ما آقای روحانی را به عنوان مدیر جمهورمان گزینش کنیم، همه آن ضرورت هایی که وجود داشته تا با آن سبد سیاستی افرادی را به مجلس بفرستیم که فراکسیون امید را شکل دهند، همه این ضرورت هایی که وجود داشته تا شورای شهر را گزینش کنیم، همه ضررورت هایی که وجود داشته که شورا آقای دکتر نجفی را به عنوان شهردار گزینش کند، همه آن ضرورت ها امروز سر جای خودش باقی هست. ما کوچک ترین تردیدی در حمایت از مدیر جمهورمان، در حمایت از شورا، مجلس و در حمایت از شهردار نباید داشته باشیم.

جواب خطای تاکتیکی روحانی، اشتباه راهبردی نیست / حسین مرعشی

مگر نشانه ما چه بوده است؟ نشانه ما این نبوده است که فقط اشخاص جابه جا شوند؛ نشانه ما این بود که سیاست ها و جهت گیری ها درست شود. کشور در مسیر صحیحی قرار داشته باشد. این امروز اتفاق افتاده هست. اگر موقعیت کشور عزیزمان ایران در شرکت ملل در همین آخرین اجلاس شرکت ملل، را مقایسه کنید، کاملا می شود فهمید که نسبت به ۶-۷ سال پیش، موقعیت کشور عزیزمان ایران و آمریکا کاملا جابه جا شده است هست. آن ایرانی که هنگامی که حرف می زد، فقط چند کشور ممکن بود با آن همراه باشند، حالا جای خودش را به آمریکا داده هست. امروز آمریکاست که هنگامی که حرف می زند فقط چند کشور از آن حمایت می کند. این کشور عزیزمان ایران است که هنگامی که حرف می زند اکثریت جامعه بین المللی به آن توجه می کنند. سیاست ها درست هست، جهت گیری ها درست هست. مسیر، مسیر درستی است و ما نباید در حمایت قاطع از دولت مان دچار تردید شویم.

نکته این است که بدنه رای آقای روحانی، تقریبا وظیفه ارزش با اصولگرایان روشن هست. یعنی با علم به این که ممکن است این جناح و نهادهای نزدیک به آن چندان در مسیر رای آنها نباشند، به آقای روحانی رای دادند و آقای روحانی هم با علم به حضور اوضاع وارد انتخابات شد و وعده هایی داد. به همین علت این بدنه رای الان از دولتی که گزینش کردند انتظار دارند مطابق همان وعده ها پیش برود. این که به عنوان نمونه آقای روحانی از وزیر زن یا اهل تسنن می گوید و عمل نمی کند یا در چینش کابینه به سمت گزینه هایی می رود که داد حامیانش را درمی آورد، موجب این انتقادها شده است وگرنه بدنه رای آقای روحانی وظیفه ارزش روشن است…

اشکال از همینجاست که هنگامی که انتخابات تمام می شود باید رای مردم حاکم شود ولی این انتخابات عجالتا امروز در ایران، فصل الخطاب نیست و مدیر جمهور بعد از انتخابات، وارد چالش های فراوانی می شود.

خوب مدیر جمهور با وجود آن چالش ها قول هایی داده هست. نمی توانید هر لحظه بگویید یک سری چالش ها مانع تحقق وعده هاست و به هر حال باید از ایشان حمایت کرد…

حرف شما درست هست. می خواهم بگویم آن چه جهت ما اهمیت داشته، این بوده که سیاست های کلان، در جهت ملی و منافع کلی نظام، حرکت کند. ما می توانیم به روش معکوس نگاه کنیم. اگر قرار بود که خدای نکرده امروز جای آقای دکتر روحانی، دوستانی داشتیم که اینها در برابر آتش افروزی ها و شیطنت ها و بدعهدی های ترامپ، آنها هم از آن استقبال کنند. الان کسانی در کشور عزیزمان ایران هستند که واقعا فکر می کنند و تاسف می خورند که آیا ما مسیر کره شمالی را نرفتیم. البته این دوستان این که فتوای رهبری را که این کار را منع می کند، نمی بینند؛ این که کشور عزیزمان ایران اصلا دنبال این عنوان نبوده، را نمی بینند؛ این که غرب سال ها به ما تهمت زده که ما می خواهیم دنبال بمب اتم برویم را نمی بینند ولی می گویند، دیدید کره شمالی رفت و این کار را کرد.

این را خیلی قاطع به شما می گویم که مدیر جمهور منتخب ما نمی تواند همه آن چه در بسته سیاستی خود داشته، اعمال کند و پیش ببرد. ولی من می گویم اگر نتوانیم همه را به دست بیاوریم، مورد نیاز نیست همه را هم از دست بدهیم. اگر حفظ کشور عزیزمان ایران به عنوان وطن ما، و حفظ نظام سیاسی که بالاخره نتیجه انقلاب هست، با همه اشکالاتی هم که ممکن است در بخش هایی به بعضی نهادهای آن داشته باشیم، جهت ما اصل بوده، الان به این اصل دست پیدا کردیم. یعنی حضور آقای دکتر روحانی در مصدر ریاست جمهوری، به ما این کمک را کرده که بتوانیم نهادهای مهم و مهم کشور را از دست اندازی نیروهای تندرو و نیروهایی که نمی شود کشور را به آنها سپرد، خارج کنیم. این یک بخش از قضیه است.

بخش دوم قضیه این است که یک بسته سیاستی یکباره نمی تواند اعمال شود. همان طور که در گذشته، کشور را یک باره به بعضی نیروهای افراطی ندادیم و این اتفاقا مرحله به مرحله از انتخابات شورای دوم شروع شد. حتی دولت اول آقای احمدی نژاد هم با دولت دومش متفاوت هست. یعنی احمدی نژاد در آخر دوره دوم ریاست جمهوری خود، همه آن چه داشت را روی دایره ریخت. او کسی بود که ادعا می کرد با رهبری هماهنگ هست؛ ادعا می کرد که تبعیت می کند؛ وقت برد تا احمدی نژاد، حرف های مهم خودش را بیان کند. همه فکر می کردند احمدی نژاد با آقای هاشمی مخالف هست. بعدا معلوم شد خودش با همه مخالف هست. رهبری هم حتما مخالف هست، با وجود این که هنوز به علت این که روزی مدیر جمهور کشور عزیزمان ایران بوده، به او احترام می گذارند؛ با بازی هایی که احمدی نژاد در صحنه انجام می دهد و ابهاماتی که درست می کند، کاملا معلوم است دنبال چیست. او دنبال این بود که قدرت اول کشور عزیزمان ایران شود؛ یعنی دنبال این بود.

اما همان طور که آن روند تخریبی، یکباره به وجود نیامد، روند سازنده کشور هم یکباره اتفاق نمی افتد. به هر حال ما نیاز به وقت داریم. جریان میانه رو و اصلاح طلب کشور نیاز به وقت دارد تا در صحنه باشد و بتواند کم کم از وقت ها استفاده کند و نفوذ خودش را گسترش دهد. ما باید به اصلاح تدریجی کارها، خیلی امید داشته باشیم.

این مسئله در خود مجلس هم هست. ما سیاست های روشنی در انتخابات مجلس دهم داشتیم. نخستین سیاست روشن ما این بوده که ما با جبهه پایداری مسابقه کنیم و این جبهه را در مجلس به اقلیت برسانیم. خب این اتفاق افتاده است و الان پایداری ها در مجلس، کمتر از ۲۵-۲۶ نفر هستند؛ در حالی که قرارشان این بود که ۱۸۰ کرسی بگیرند. آن وقت دست ما بسته بود. بالاخره شورای نگهبان که به جناح ما اعتماد نداشت، ما را از بین بردن می کرد. خیلی از شخصیت های مان، پیشاپیش جهت این که نظام احساس نکند که ما برنامه داریم افراد خاصی را به صحنه برگردانیم، ثبت نام نکردند. از باقیمانده عضویت شده است ها هم عده زیادی رد شدند. لذا مجبور بودیم در یک حوزه انتخابیه، جهت این که پایداری ها گزینش نشوند، از جناح اصولگرا یارگیری کنیم. ما یک اصولگرای میانه را بر یک پایداری ترجیح دادیم و او را در لیست امید گذاشتیم. حالا دوستان ما فکر می کنند باید هر کس را که در لیست امید بوده، اصلاح طلب تلقی کنیم. این برداشت غیر واقعی است.

درست است که انتظارات از فراکسیون امید تا حدودی غیر واقعی است ولی بعضی گله ها از اینجا ناشی می شود که در روابط بین دولت و مجلس، اغلب دولت جانب جناح برابر اصلاح طلبان می ایستد و به سمت اصولگرایان میانه رو میل می کند؛ در حالی که رای اش جهت اصلاح طلبان هست. این هم فراکسیون امید را تضعیف می کند و هم دولت را در موقعیتی قرار می دهد که از انتظارات بدنه رای اش فاصله دارد…

این را هم توضیح می دهم. بعد در مجلس، نخستین مسئله ای که دوستان ما در فضای سیاسی باید به آن توجه کنند این است که لیست امید، ۱۵۰-۱۶۰ نفره بوده ولی تعداد اعضای فراکسیون امید، حدود ۱۲۰ نفر هست. یعنی ما به عنوان فراکسیون امید و نمایندگان اصلاح طلب در مجلس، جناح اکثریت نیستیم. پایداری هم به حاشیه رفته است و جبهه اصولگرایان میانه، مدیریت مجلس را در اختیار دارند. طبیعی است دولت به عنوان نهادی که به این مجلس نیاز دارد، تمام نگاه خودش را معطوف به فراکسیون امید نمی کند. دولت مجبور است و چاره ای ندارد که با اصولگرایان میانه کار کند؛ همانطور که نیاز دارد به فراکسیون امید هم نگاه کند. بعد ما امروز در مجلس به موفقیت نسبی رسیده ایم. من اصلا فراکسیون امید را تخطئه نمی کنم؛ فراکسیون امید، متناسب با امکاناتش، نیرومند حرکت کرده هست. آقای عارف و سایر همکاران ما در مجلس، متناسب با امکانات خود خوب حرکت کردند. کسی هم خیانت نکرده است.

ما سراغ تعدادی از اصولگرایان میانه رفتیم و آنها را در لیست گذاشتیم. به عنوان نمونه ما از علی لاریجانی در قم حمایت کردیم. آیا این که ما از لاریجانی حمایت کرده ایم، معنایش این است که او باید اصلاح طلب شود؟ آقای لاریجانی اصلاح طلب نیست. ما ترجیح دادیم در قم برابر آقای ذوالنور یا دیگری، از آقای لاریجانی حمایت کنیم. این به خاطر محدودیت هایی بود که داشتیم. ولی باید ببینیم موفقیت ما نسبت به مجلس نهم چقدر زیاد شده است هست. مجلس نهمی که اکثریت آن می توانستند پایداری ها باشند، در مجلس دهم به اقلیت پایداری، اکثریت اصولگرا و یک فراکسیون نیرومند اصلاح طلب عوض کردن کرده است.

امروز حتما باید بین عارف و لاریجانی در پشتیبانی از دولت و در پشتیبانی مسایل کلان کشور، همکاری وجود داشته باشد. ما امروز به همکاری این دو نفر نیاز داریم. اصلا نباید تصور شود که همکاری امروز به معنای فراموش کردن مسابقه در ۱۴۰۰ هست. خیر؛ سیاست ما در ۱۴۰۰، سیاست مسابقه با اصولگرایان خواهد بود. تردید نکنید که اگر اصلاح طلبان شانس کاندیدایی را داشته باشند که از شورای نگهبان عبور کند، حتما کاندیدای مستقل خود را خواهند داشت. البته هنوز سریع است که تصمیم مهم را بگیریم ولی همکاری امروز، جهت تقویت و پیشبرد امور دولت، مهم است.

البته این انتقادات فقط در مورد عملکرد فراکسیون امید یا دولت مطرح نیست. الان راجع به شهرداری هم انتقاداتی وجود دارد. به خصوص به علت سه انتصاب اخیری که در شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران انجام شده است است.

در این مورد هم من تاکید موکد دارم که شوراهای خیلی خوبی هم در پایتخت کشور عزیزمان ایران و هم در شهرهای بزرگی مانند اصفهان، شیراز و مشهد، شکل گرفته که این اتفاق مهمی هست. شورا حتما با انسجام حرکت خواهد کرد و شورای عالی اصلاح طلبان هم کمک می کند که این وحدت حفظ شود. در مورد شهرداری خاص پایتخت کشور عزیزمان ایران هم، فکر می کنم آقای دکتر نجفی شهردار تا امروز موفق بوده هست. ممکن است دوستان از یکی، دو انتصاب انتقاد کنند؛ حتما باید به این توجه داشت که سیاست اصلاح طلبان در برخورد با مسایل کشور با سیاست گروه های افراطی یعنی بعضی اصولگرایان افراطی، حتما متفاوت است.

در بحث انتصاب ها صرفا عنوان اصولگرا بودن یا مخالف دولت بودن مورد اعتراض نیست. رزومه اینها هم مطرح است.

در بحث مرکز فناوری شهرداری، دکتر نجفی یک متخصص تکنوکرات عالی رتبه را گزینش کرده؛ یعنی به لحاظ فنی، یکی از عالی ترین گزینش های نجفی هست؛ حالا ربطی به این که او قوم و خویش کسی هست، ندارد.

شرکت نوسازی عباس آباد چطور؟

در شرکت نوسازی عباس آباد، اطلاعی که من دارم این است که دوستان در دفتر رهبری، دنبال این انتصاب نبوده اند. اصلا علاقه مند نبودند. و این به عنوان امتیازی به جای خاصی تلقی نشده هست. ایشان در آن سیستم بوده، تصمیم گیر بوده، مدیر صالحی هم بوده و حالا منصوب شده است است.

نکته این است که اگر احمدی نژاد کل نیروی تکنوکراسی کشور را از بین بردن کرد، بوروکرات های موثر کشور را از بین بردن کرد و باندبازی راه انداخت، این نباید جهت ما الگو شود و بگوییم دیدید احمدی نژاد چطور دوستان اش را در همه جا به کار گرفت. آن طرف را هم ببینید که چطور کشور را زمین زد. حتما سیاست اصلاح طلبانه در کشور این است که در مسایل فنی و تخصصی، به استعدادها و ظرفیت افراد توجه داشته باشد.

یعنی به نظر شما فرد اصلاح طلب توانمندتری نبوده که در این انتصاب ها استفاده شود؟

دست کم در حوزه فن آوری که نداشتیم. البته نمی خواهم بگویم همه انتصابات درست هست. ولی نگاه تمامیت خواهی که در قالیباف یا در احمدی نژاد بوده، نباید ما را منحرف کند. قرار است ما نگاه اصلاح طلبانه داشته باشیم؛ نگاه اصلاح طلبانه آقای دکتر نجفی، امروز قابل دفاع هست. اکثریت قاطع مدیرانی که ایشان گزینش کرده، اصلاح طلب هستند. ایشان به این سیاست اصلاح طلبان که از ظرفیت های شهرداری، مدیران گذشته و از ظرفیت های تخصصی استفاده شود، پایبند هست. قرار نیست ما مثل قالیباف، همه را از بین بردن کنیم و از سپاه اتوبوسی نیرو بیاوریم. قرار است شهرداری را با همین نیروی انسانی اداره کنیم. قرار نیست کشور عزیزمان ایران را عوض کنیم و دوباره از نو، آدم هایش را آرایش دهیم و بچینیم. کشور، یک اقلیت اصولگرا دارد و یک اکثریت اصلاح طلب. همین نما باید در مدیران شهرداری هم وجود داشته باشد و باید اصل را بر توانایی و تخصص افراد گذاشت. البته آدم فاسد، چه اصلاح طلب و چه اصولگرا حتما باید از بین بردن شود.

یک سری از این صورت ها اگر شهردار و شورای شهر اصولگرایی هم گزینش می شد باز هم در پست های مدیریتی منصوب می شدند. خب مردم حق دارند بپرسند که رای ما چه تاثیری داشت…

رای مردم جهت اصلاح سیاست هاست. یکی از انتقادات ما در شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران به قالیباف این بوده که او، هزینه های اداره شهر را صرفا به علت این که می خواست جهت ریاست جمهوری خودش تبلیغات کند، اوج برد. اگر به مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران بگویند، هر نفر از شما باید در سال، سه میلیون تومان عوارض دهد که شهر اداره شود، به طور میانگین مردم می توانند سه میلیون تومان عوارض دهند؟ نمی توانند بدهند. تمام هزینه ای که مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران فقط بابت برق پرداخت می کنند، ۵ هزار میلیارد تومان هست؛ در حالی که هزینه نگهداری شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران به وسیله شهرداری، ۱۸ هزار میلیارد تومان هست. آقای نجفی که نمی تواند معجزه کند. دولت ۱۸ هزار میلیارد تومان را به شهرداری نمی دهد. شهرداری باید ۱۸ هزار میلیارد تومان، به عناوین متفاوت از مردم پول بگیرد و این شهر را اداره کند.

شما می گویید جهت اصلاح سیاست ها رای دادیم ولی در همین شرایط بد مالی آیا شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران تعهدات مالی شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران در گذشته را راجع به بعضی پروژه های غیر مهم ادامه می دهد؟

اگر من باشم این کار را نمی کنم. من فکر می کنم شورا و شهرداری جهت سال آینده حتما تمهیدی خواهد اندیشید که این نوع کارها متوقف شود. ولی صحبت من اینجاست که در این شهر می درخواست کردند تبلیغ کنند و فردی را از شهرداری، مدیر جمهور کنند. با دلار ۸۰۰ تومان از چین یا کره قرض گرفتند، اتوبان طبقه دوم صدر را ساختند. امروز که دلار شده است ۴ هزار تومان باید شهرداری بعد بدهد. ۳۰ هزار میلیارد تومان بدهی درست کردند؛ جهت این که می درخواست کردند جهت یک شخص تبلیغات کنند. بعد تراکم فروختند و شهر را ناموزون کردند؛ تراکم جمعیتی در بعضی مناطق را بیش از اندازه اوج بردند، جهت این که عوارض بگیرند و این بدهی ها را پرداخت کنند. فضای سبز را از بین بردند و خیلی کارهای دیگر. در این شرایط قرار این بود که بسته های سیاستی اصلاح شود. من فکر می کنم همه دوستان باید کمک کنند که نگاه ها واقعی و فنی شود و نگاه هایی که از درون آن خدمات شهری و کم کردن هزینه ها بیرون بیاید حاکم شود. از جیب مردم خرج کردن، حدی دارد. لندن، تقریبا جمعیتی معادل جمعیت پایتخت کشور عزیزمان ایران دارد؛ مساحتش هم تقریبا به پایتخت کشور عزیزمان ایران نزدیک هست؛ ولی شهرداری اش با ۱۶ هزار نفر کارمند اداره می شود. آن هم در حالی که خدمات لندن وسیع تر از اینجاست. ولی در پایتخت کشور عزیزمان ایران ما صد هزار نفر پرسنل داریم. لذا من فکر می کنم مسیر آقای دکتر نجفی، مسیر درستی است و باید او را حمایت کنیم.

نیاییم یکی، دو انتصابی که در رده سوم یا چهارم شهرداری هست، حتا معاون شهردار هم ممکن است از آن خبر نداشته باشد را پررنگ کنیم و فضای سازنده و همکاری را به فضای مناقشه تبدیل کنیم. این که بالاخره امروز، شهرداری هولوگرام را تعطیل کرده است اتفاق مهمی هست. از حدود ۷ ماه پیش، شهرداری تهران، قادر نبوده حقوق جاری پرسنل خود را پرداخت کند. همین ماه قبل، آقای دکتر نجفی از بانک شهر، ۳۰۰ میلیارد تومان پول قرض گرفته و حقوق داده هست. هولوگرام را آقای نجفی تعطیل کرده، و این ماه شهرداری، هزینه های خودش را خودش تامین کرده هست. بعد سیاست ها، سیاست های درستی است و سیاست ها باید جهت اصلاح طلبان مهم باشد تا اشخاص که حالا چند نفر جابه جا شده است اند. اکثریت مدیرانی که آقای نجفی منصوب کرده، اصلاح طلب هستند.

می خواهم مشخص تر راجع به رابطه دولت و اصلاح طلبان صحبت کنیم. خیلی ها معتقدند واکنش‌ها روسای دولت در دور دوم ریاست جمهوری ارزش عوض کردن می کند. در مورد آقای روحانی هم ایشان در ایام انتخابات آن قدر حرف های تندی می زد که بعضی از سران اصلاحات از ایشان خواسته بودند آهسته تر حرکت کند. ولی بعد از انتخابات و در ایام چینش کابینه رویکرد ایشان در گزینش وزرا انتقاد بسیاری از اصلاح طلبان را به دنبال داشت. به علاوه وعده بازگشت به نشست های جامعه روحانیت در دیدار با ۷ نفر از اعضای آن هم این گمانه زنی را تقویت کرد. ارزیابی شما دراین باره چیست؟

خیر، خبرهای کاملی بیرون نیامده هست. اصولا آقای دکتر روحانی، هر لحظه میانه رو بوده است و ما ایشان را به عنوان یک میانه رو گزینش کردیم. به این توجه داشته باشید که ما زمانی سراغ روحانی رفتیم که هاشمی رفسنجانی هم رد صلاحیت شد. این روشن است که ما هیچ وقت ادعا نکرده ایم که روحانی اصلاح طلب هست. آقای روحانی، میانه رو بوده هست. ولی سیاست های امروز او، سیاست های اصلاح طلبانه ای است که به هیچ وجه اصولگرایان نمی توانند وی را تحمل کنند. هنوز هم فشار بر ایشان از ناحیه اصولگرایان، سنگین هست. ما خودمان تشویق می کنیم که آقای روحانی و آقای ناطق به جامعه روحانیت مبارز برگردند. اگر روزی این دو نفر به جبهه اصولگرایی برگردند و این جبهه اصولگرایی را از این نابسامانی بیرون بیاورند، اتفاق مثبتی رخ خواهد داد. این اصلا جهت کشور، اتفاق منفی ای نخواهد بود.

در شرایطی که بخش مهمی از رای روحانی مربوط به اصلاح طلبان هست، آیا این نمی تواند بیانگر چرخش ایشان به سمت راست باشد؟ به هر حال ایشان مدت ها در این جلسات شرکت نمی کرد…

من چنین تشخیصی ندارم ولی با فرض این که چنین مسئله ای باشد نباید فراموش کنیم آقای دکتر روحانی، امروز آن قدر به جبهه حامیان و رای دهندگان خودش نیاز دارد که این نیاز، بیش از ایام انتخابات و روز رای گیری هست. با اطمینان می گویم اگر آقای روحانی کوچک ترین اشتباهی کند، خودش یا اطرافیان اش اشتباهی کنند و با جبهه متحدی را به ریاست جمهوری رساند فاصله ایجاد شود، نیروهای افراطی، آقای روحانی را زمین گیر خواهند کرد. روحانی حتما این مقدار هوشمندی سیاسی دارد که دقت کند هیچ فاصله ای بین او و جبهه حامیانش ایجاد نشود. افراطیون و تندروها او را به سرعت زمین گیر خواهند کرد. آقای روحانی باید به شدت مراقب این مسئله باشد. البته تشخیص من این نیست که این اتفاق افتاده هست. روحانی، اساسا نگاهش این است که فقط اصلاح طلبان به من رای نداده اند و اصولگرایان میانه هم به من رای داده اند. در سبد رای خود، هر لحظه آنها را هم دیده هست. الان هم همان نگاه است.

اما سهمی که به اصولگرایان میانه می دهد، به نظر شما زیاد نیست؟

بله؛ حتما مقداری زیاد هست. ولی می خواهم خیلی قاطع به شما بگویم که امروز، بین اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه، نیاز به همکاری هایی هست. ما جهت پیشبرد بعضی اهداف کشور، همانطور که در مورد مجلس گفتم، در سطح جامعه هم این همکاری را مورد نیاز داریم. امروز بین آقای خاتمی و ناطق، بین اصولگرایان میانه و اصلاح طلبان مورد نیاز است همکاری هایی وجود داشته باشد. خطری که اکنون کشور را ترساندن می کند این است که نیروهای افراطی داخلی بتوانند تاثیرگذار باشند. اگر تصویر العمل ما برابر فتنه ترامپ، آل سعود و نتانیاهو، از مرز اعتدال و مصالح کلی کشور خارج شود، به کشور لطمه خواهد خورد. ما جهت این که کشور، دچار سیاست های افراطی، نه افراد افراطی نشود، به همکاری اصولگرایان میانه و اصلاح طلبان، سخت نیازمندیم. این دو جبهه باید با استحکام روابط خود با رهبری و با پشتیبانی از رهبری اجازه ندهند، سیاست های رادیکال بر کشور عزیزمان ایران حاکم شود.

یعنی گله مندی های اصلاح طلبان به خاطر توقعات زیاد آنها از روحانی است و باید توقعاتشان را از او کم کنند؟

سخن من این است اگر روحانی چند کار را انجام بدهد جهت ما کافی خواهد بود. آقای روحانی ۳-۴ کار را باید انجام دهد که وظیفه ملی اوست. ایشان مطلقا نباید نقش تاریخی خودش جهت نجات جمهوری اسلامی و کشور عزیزمان ایران را فراموش کند؛ او امروز مظهر جریان اصلاح طلب و میانه روی کشور هست. نباید دلخور و عصبانی شود. باید با حوصله و تدبیر، چند کار مهم را انجام دهد. نخستین کاری که آقای روحانی باید انجام دهد، این است که همچنان باید ارتباطات خود را با رهبری تقویت کند. به هیچ وجه نباید اجازه دهد که تندروها بین ایشان و رهبری فاصله بیندازند. این خیلی جهت ما مهم هست. دوم، آقای روحانی نباید جبهه مردمی پشتیبان خودش را ناامید کند؛ چه این تحلیل شما درست باشد که ایشان به سمت اصولگرایان میانه رفته و چه درست نباشد، این شبهه امروز وجود دارد؛ آقای دکتر روحانی باید این شبهه را برطرف کند.

البته من چرخش را دست کم در تعیین استانداران نمی بینم. ترکیب استانداران را که نگاه می کنم، فقط دو استاندار اصولگرا در سبد آقای روحانی وجود دارد؛ یکی از قبل بود و یکی هم تازه منصوب شده است است.

در مورد دولت و وزرا چطور؟

ترکیب دولت هم نسبت به ترکیب قبلی، تفاوت چندانی از لحاظ سهم اصولگرایی و اصلاح طلبی ندارد و همان طور که گفتم ۸۰ درصد گزینش استانداران از نظر من درست هست. آقای رحمانی فضلی با همکاری آقای جهانگیری، خیلی خوب در این مسئله عمل کردند.

اما تاکید می کنم آقای روحانی حتما باید سیاست های اقناعی را در مواجهه با جبهه حامیان خودش در پیش بگیرد. جبهه حامیان روحانی، امروز باید زیاد از روز انتخابات در صحنه باشد؛ اصلا نباید صحنه سیاسی کشور را ترک کند و مدیر جمهور خود را تنها بگذارد.

ما با آقای روحانی، اتحاد استراتژیک و راهبردی داریم، هر چند نقد تاکتیکی هم به ایشان داریم. نه آقای روحانی باید از ما فاصله بگیرد و نه ما باید از آقای روحانی فاصله بگیریم. حتا اگر آقای روحانی غلط های تاکتیکی کند، فاصله گرفتن ما از آقای روحانی، یک اشتباه راهبردی هست. ما نباید با اشتباه راهبردی جواب اشتباه تاکتیکی را بدهیم. همچنین اگر آقای روحانی با رهبری در بعضی مسایل حتی اختلاف نظر تاکتیکی داشته باشند، فاصله گرفتن آقای مدیر جمهور از رهبری، خطای راهبردی هست؛ کشور را زمین می زند؛ نظام را گرفتار می کند.

بنابراین آقای مدیر جمهور، نه باید دلخوری به خودش راه دهد و نه دلگیر و عصبانی باشد باید متوجه مسئولیت تاریخی خودش برابر این ملت، نظام و کشور باشد. چند کار را هم هم وقت باید انجام دهد؛ یک، به هیچ عنوان نباید هیچ مسئله ای باعث فاصله گرفته ایشان از رهبری شود. روحانی باید بیش از گذشته، به خاطر شرایط کشور، حمایت رهبری را پشت دولت بیاورد.

حداقل در مورد کابینه دیدیم که ایشان این تلاش را داشت.

به هر حال آقای روحانی امروز زیاد از روز انتخابات به حامیانش نیاز دارد. هیچ کس فکر نکند اگر مردم نباشند، مسئله ای از آقای روحانی حل می شود. درست است که آقای روحانی رای مورد نیاز ندارد ولی تا روز آخر ریاست جمهوری خود به حمایت جبهه حامیانش نیاز دارد. از این طرف، اصلاح طلبان باید بدانند ولو غلط های تاکتیکی از آقای روحانی ببینند، فاصله گرفتن ارزش از آقای روحانی، اشتباه راهبردی هست. ما نباید غلط های تاکتیکی را با غلط های راهبردی پاسخ دهیم. همین بحث ها در مورد آقای نجفی هم وجود دارد. امروز شورای شهر و شهردار ما نیاز به حمایت افکار عمومی و مردم دارد. اشتباهات کوچک تاکتیکی، محیط زیست کار هست. ما نباید اشتباهات تاکتیکی را با اشتباهات استراتژیک پاسخ دهیم.

شما در قالب شورای عالی اصلاح طلبان در ایام چینش کابینه، چندین جلسه با آقای روحانی داشتید. یادم است همان موقع با خود شما صحبت کردم و خیلی از نحوه برخورد با اصلاح طلبان در این باره راضی نبودید. واقعا آقای روحانی این اراده را دارد که در چینش وزرا و جهت گیری های دولت پایگاه رای خودش را به حساب بیاورد؟

پاسخ من یک کلمه است: پشتیبانی اصلاح طلبان از آقای روحانی، یک حرکت راهبردی مهم هست. روش است جهت نجات ایران، جهت به بن بست نرسیدن جمهوری اسلامی. جهت سربلندی این ملت. اشتباهات آقای روحانی، اشتباهات تاکتیکی است و جواب خطای تاکتیکی را نباید با اشتباه راهبردی داد.

به هر حال جهت بدنه رای ایشان الان مهم است که موضع خود آقای روحانی چیست و خودش چه برخورد و مواجهه ای با اصلاح طلبان دارد؟ چقدر از ندید گرفتن های اصلاح طلبان ناشی از گزینش خود ایشان و چقدر مربوط به محدودیت های ایشان است؟

ببینید؛ من آقای روحانی را با این حرف هایم نقد می کنم. این که می گویم عصبانی نباشد، دلگیر نباشد، دلخور نباشد و با مقام رهبری مشکلاتش را حل کند، با اصلاح طلبان مشکلاتش را حل کند، در واقع در قالب توصیه نقدهایم را به ایشان بیان می کنم. من یک مسئله تاریخی را در مناسبات میان اصلاح طلبان و مدیر جمهور می گویم؛ یک وقت مرحوم مصدق اشتباهاتی کرده و از آیت الله کاشانی فاصله گرفت. این غلط های مصدق از نظر من غلط های تاکتیکی بود. ولی آقای کاشانی، با اشتباه راهبردی پاسخ اشتباه تاکتیکی مصدق را داد. هر دو زمین خوردند. شرایط کشور و نظام ما الان طوری است که نباید اشتباهات تاکتیکی آقای روحانی را با خطای راهبردی پاسخ دهیم. اگر دولت آقای روحانی، امروز، سیاسیون و مردم را پشت سر خودش نداشته باشد، افراطی ها او را زمین می زنند و ساقطش می کنند. آقای روحانی ساقط شود، دیگر ما جهت کشور عزیزمان ایران مدیر جمهور تعیین نخواهیم کرد.

بخشی از اختلافاتی که بین اصلاحات و دولت وجود دارد به بی توجهی مدیر جمهور به پیشنهادات جبهه اصلاحات راجع به ترکیب دولت بر نمی گردد؟

اینها دلخوری هست. دلخوری هایی است که ان شاءالله حل می شود. با علم به همه این غلط های تاکتیکی آقای روحانی، تاکید می کنم امروز باید بیش از روز انتخابات، مردم و سیاسیون ما پشت سر آقای روحانی باشند. روحانی سه کار مهم را باید در دستورکار خودش قرار دهد؛ اول باید دلخوری و دلگیری و خشم را کنار بگذارد و مسئولانه با مسایل کشور برخورد کند. دو، باید حمایت رهبری را پشت سر دولت آورد و سوم باید با جبهه سیاسیون همراه خودش، برخورد اقناعی کند. یعنی اگر قرار است گزینه ای مانند منصور غلامی هم جهت وزارت علوم معرفی شود، همه باید جهت این گزینش آقای روحانی قانع شوند.

ایشان که چنین رویه ای را به خصوص در وزارت علوم یا ارتباطات نداشت. مخصوصا در دانشگاه ها و بدنه دانشجویی اعتراضات به ایشان زیاد است…

اگر آقای روحانی این کارها را نکرد هم باز نباید او را رها کنیم. اطلاعات من و انتقادات من بیش از اینهاست، به آقای نوبخت، به ستاد اقتصادی، بانک مرکزی و… ولی می گویم بخشی از اینها اختلاف نظر است و بخشی، غلط های تاکتیکی آقای روحانی هست. هیچ خطای تاکتیکی آقای روحانی نباید ما را از حمایت راهبردی مان منصرف کند.

آقای روحانی چه خطایی مرتکب شود، خطای راهبردی محسوب شده است و اصلاح طلبان را از حمایت اش منصرف می کند؟

خطای راهبردی آقای روحانی می تواند این باشد که در مسیری برود که نتواند کارش را ادامه دهد و زودهنگام به بن بست برسد. این می تواند هم در اقتصاد اتفاق افتد و هم در سیاست. یعنی آقای روحانی می تواند اشتباهاتی کند که افراطیون، یعنی نهادهایی که صلاحیت این کار را دارند، قبل از آخر ریاست جمهوری، دولتش را پایین بیاورند. ولی خوشبختانه تا اینجا آقای روحانی خطای راهبردی نداشته هست. خطاهایش تاکتیکی هست. ما با خطای راهبردی نباید جواب خطاب تاکتیکی او را بدهیم.

بعد از درگذشت آقای هاشمی، رابطه خود آقای روحانی با بزرگان اصلاح طلب و با امثال آقای خاتمی، چطور پیش می رود؟ چقدر روابطش گرم تر یا سردتر شده است است؟

همان روابط قبلی هست. ولی حتی اگر فکر کنیم روابط خوب نیست ما جواب این کار را باید با دوستی بدهیم؛ آیا که به نشانه اصلاحات فراتر از افراد باور داریم.

نکته آخر این که گفتید آقای روحانی باید سیاست اقناعی نسبت به حامیانش در پیش بگیرد؛ به نظرم این سیاست را خود اصلاح طلبان هم در رابطه با بدنه ارزش داشته باشند.

بله. حتما این طور هست. تلاش ما در حزب عاملان بر این محور اقناع سازی است.

اصلاح طلبان به عنوان بااهمیت ترین حامیان آقای روحانی، این سیاست های اقناعی را چطور باید پیش ببرند؟ به هر حال شما باید در دانشگاه، دوباره دانشجوها را جهت دور بعد به عرصه بیاورید…

به نظر من شورای عالی سیاستگذاری دوباره باید فعال شود. باید کنگره های احزاب را حمایت کنیم که همه شکل بگیرند. دانشجوها در دانشگاه ها مراسم برگزار کنند. باید حسابی به صحنه بیاییم. یعنی این حالت کناره گیری و سکوت و انفعال را باید کنار بگذاریم.

واژه های کلیدی: ایران | سیاست | ایرانی | روحانیت | اصلاح طلب | حسن روحانی | اصلاح طلبان | دکتر روحانی


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz